در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کل سیستم مدارهای الکتریکی در یک دستگاه.
The complete system of electrical circuits in a device.
«مدارهای تلفن عملکردهای آن را کنترل میکنند.»
“The phone’s circuitry controls its functions.”
«مدارهای آسیبدیده میتوانند باعث خرابی دستگاه شوند.»
“Damaged circuitry can cause the device to fail.”
رایج در زمینه فنی برای اتصالات الکتریکی و جزء مدارها.
Common in technical contexts for electrical connections, often part of circuitry.