circuitry

cir·cuit·ry/ˈsɜːr.kɪ.tri/
circuita complete, closed path-rya collection or system
noun (اسم)technical

اسم — مدارها

مدارهاسامانه مدار

کل سیستم مدارهای الکتریکی در یک دستگاه.

The complete system of electrical circuits in a device.

«مدارهای تلفن عملکردهای آن را کنترل می‌کنند.»

The phone’s circuitry controls its functions.

«مدارهای آسیب‌دیده می‌توانند باعث خرابی دستگاه شوند.»

Damaged circuitry can cause the device to fail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wiringسیم‌کشی

رایج در زمینه فنی برای اتصالات الکتریکی و جزء مدارها.

Common in technical contexts for electrical connections, often part of circuitry.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000