circle

cir·cle/ˈsɜːrkəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): circles

اسم — دایره

دایره

شکلی دایره‌ای که تمام نقاط مرز آن به یک اندازه از مرکز فاصله دارند.

A round plane figure whose boundary is equidistant from its center.

«دور جواب یک دایره بکش.»

Draw a circle around the answer.

«بچه‌ها به صورت دایره‌ای روی زمین نشستند.»

The children sat in a circle on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ringحلقه

روزمره. شکل مشابه ولی معمولاً حلقه کوچک‌تر یا باند بسته است.

Everyday. Similar shape but often implies a smaller or closed band, not always geometrically precise.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): circledpast participle (مفعولی): circled-ing (حال): circling3rd (سوم): circles

فعل — دور زدن

دور زدنحلقه زدن

دور چیزی حرکت کردن یا شکل دایره‌ای ایجاد کردن.

To move or form a shape around something in a circular way.

«هواپیماها قبل از فرود، دور فرودگاه چرخیدند.»

Planes circled the airport before landing.

«او با چشم‌هایش هدف را دور زد.»

She circled the target with her eyes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
orbitمدار گردش کرد

رسمی/علمی. مخصوص اشیای در حال گردش دور دیگری است.

Formal/scientific. Specifically refers to objects moving around another, often in space, not all circular motions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000