circadian

cir·ca·di·an/sɜːrˈkeɪdiən/
circ-arounddiaday-anrelated to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more circadiansuperlative (عالی): most circadian

صفت — دورروزانه

دورروزانهزیستی روزانه

مربوط به فرآیندهای زیستی که تقریباً هر ۲۴ ساعت اتفاق می‌افتند، مانند چرخه خواب و بیداری.

Relating to biological processes that occur naturally on a roughly 24-hour cycle, like the sleep-wake cycle.

«ریتم‌های دورروزانه الگوهای خواب ما را تنظیم می‌کنند.»

Circadian rhythms regulate our sleep patterns.

«نور بر چرخه‌های دورروزانه در انسان‌ها تأثیر می‌گذارد.»

Light affects circadian cycles in humans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000