cinnamon

cin·na·mon/ˈsɪnəmən/
noun (اسم)common

اسم — دارچین

دارچین

ادویه‌ای که از پوست درونی برخی درختان به دست می‌آید و برای طعم دادن به غذا استفاده می‌شود.

A spice made from the inner bark of certain trees, used for flavoring food.

«او دارچین را به پای سیب اضافه کرد.»

She added cinnamon to the apple pie.

«دارچین طعم شیرین و گرمی دارد.»

Cinnamon has a sweet and warm flavor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000