cissy

cis·sy/ˈsɪs.i/
noun (اسم)informalplural (جمع): cissies

اسم — مرد زن‌نما

مرد زن‌نمامرد ترسو

اصطلاح تحقیرآمیز برای پسری یا مردی که ظاهراً زنانه یا ترسو است.

A derogatory term for a boy or man perceived as effeminate or cowardly.

«انقدر ترسو نباش، ترن هوایی را امتحان کن.»

Don’t be such a cissy, try the roller coaster.

«او در مدرسه به خاطر زن‌نما بودن مسخره می‌شد.»

He was teased as a cissy at school.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000