cirrus

cir·rus/ˈsɪrəs/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): cirri

اسم — ابر سیروس

ابر سیروسابر پرمانند

نوعی ابر در ارتفاعات بالا که از بلورهای یخ تشکیل شده و معمولاً نازک، پراکنده و پرمانند به نظر می‌رسد.

A type of high-altitude cloud consisting of ice crystals, typically thin, wispy, and feathery in appearance.

«ما ابرهای سیروس را در ارتفاعات آسمان دیدیم.»

We saw cirrus clouds high in the sky.

«ابرهای سیروس اغلب نشان‌دهنده تغییر آب و هوا هستند.»

Cirrus clouds often indicate a change in weather.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): cirri

اسم — شاخک

شاخکزائده

زائده‌ای باریک و انعطاف‌پذیر در بی‌مهرگان، مانند شاخک، به ویژه زائده‌ای که برای تغذیه یا حرکت استفاده می‌شود.

A slender, flexible appendage in invertebrates, such as a tentacle, especially one used for feeding or locomotion.

«بارناکل‌ها از سیروس‌ها برای فیلتر کردن غذا از آب استفاده می‌کنند.»

Barnacles use cirri to filter food from the water.

«کرم دریایی زائده ظریف خود را دراز کرد.»

The marine worm extended its delicate cirrus.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tentacleشاخک

روزمره. اندام یا زائده‌ای باریک و انعطاف‌پذیر در یک حیوان، به ویژه اطراف دهان یا سر. در بسیاری از زمینه‌های بیولوژیکی با 'cirrus' قابل جایگزینی است، زیرا 'cirrus' نوع خاص‌تری از شاخک است.

Everyday. A slender, flexible limb or appendage in an animal, especially around the mouth or head. Interchangeable with 'cirrus' in many biological contexts, as 'cirrus' is a more specific type of tentacle.

feelerاندام حسی

روزمره. زائده‌ای از یک حیوان، به ویژه یک حشره، که برای لمس و کاوش استفاده می‌شود. زمانی قابل جایگزینی است که سیروس به عنوان یک اندام حسی عمل کند.

Everyday. An appendage of an animal, especially an insect, used for touching and exploring. Interchangeable when the cirrus functions as a sensory organ.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000