tentacle

ten·ta·cle/ˈten.tə.kəl/
noun (اسم)commonplural (جمع): tentacles

اسم — شاخک

شاخکبازوی نرم

زائده‌ای بلند و نرم در برخی حیوانات که برای لمس، گرفتن یا حرکت استفاده می‌شود.

A long, flexible arm-like appendage of certain animals used for feeling, grasping, or moving.

«اختاپوس شاخک‌هایش را برای گرفتن طعمه دراز کرد.»

The octopus extended its tentacles to catch prey.

«شاخک‌های عروس دریایی می‌توانند شناگران را نیش بزنند.»

The jellyfish’s tentacles can sting swimmers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appendageزائده

رسمی. اصطلاح کلی برای بخش‌های بدن مانند شاخک؛ کمتر خاص.

Formal. General term for body parts like tentacles; less specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000