tensest

/ˈtɛn.sɪst/
tensestretched tight-estsuperlative degree
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): tensersuperlative (عالی): tensest

صفت — بیشترین کشیدگی

بیشترین کشیدگیبیشترین تنش

بیشترین میزان کشیدگی یا فشار را داشتن؛ بیشترین حد تنش را نشان دادن.

Being the most stretched or strained; exhibiting the highest degree of tension.

«طناب در بیشترین کشیدگی خود قبل از پاره شدن بود.»

The rope was at its tensest point before snapping.

«او در طول آزمون لحظه‌ای با بیشترین فشار را احساس کرد.»

She felt the tensest moment of her life during the exam.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000