tensely

tense·ly/ˈtɛn·sli/
tensetight or strained-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): tenseposition (جایگاه): end

قید — با تنش

با تنشبه صورت دلهره‌آمیز

به گونه‌ای که نشان‌دهندهٔ عصبانیت، فشار یا سفتی عضلات یا احساسات است.

In a way that shows nervousness, strain, or tightness of muscles or emotions.

«او با اضطراب منتظر نتایج بود.»

She waited tensely for the results.

«او در طول سخنرانی با تنش نفس خود را حبس کرد.»

He held his breath tensely during the speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nervouslyبا اضطراب

روزمره. رفتار مضطرب را توصیف می‌کند. با tensely اشتراک دارد اما کمتر درباره سفتی عضلانی است.

Everyday. Describes anxious behavior; overlaps with tensely but less about muscle tightness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000