در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک میوه مرکبات بزرگ با پوست ضخیم، شبیه به لیمو اما کمتر ترش، که اغلب آن را شیرین میکنند.
A large, thick-skinned citrus fruit, similar to a lemon but less acidic, often candied.
«پوست شیرین شده بالنگ یک ماده سنتی در کیک میوهای است.»
“Candied citron peel is a traditional ingredient in fruitcakes.”
«درخت بالنگ در آب و هوای گرم رشد میکند.»
“The citron tree thrives in warm climates.”
درختی که میوه بالنگ را میدهد.
The tree that bears the citron fruit.
«آنها یک درخت بالنگ در باغ خود کاشتند.»
“They planted a citron in their garden.”
«بوی شکوفههای بالنگ فضا را پر کرده بود.»
“The scent of the citron blossoms filled the air.”