clacker

clack·er/ˈklækər/
clackto make a sharp, snapping sound-erone that performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): clackers

اسم — جغجغه

جغجغهاسباب‌بازی صدا دار

وسیله‌ای که صدای تیز، به هم خوردن یا جغجغه‌مانند ایجاد می‌کند، اغلب به عنوان اسباب‌بازی یا تولیدکننده صدا استفاده می‌شود.

A device that makes a sharp, clapping, or rattling sound, often used as a toy or a noisemaker.

«بچه‌ها با کلکرهایشان بازی می‌کردند و سروصدای زیادی به پا می‌کردند.»

The children played with their clackers, making a lot of noise.

«او برای تشویق تیمش یک کلکر به بازی آورد.»

He brought a clacker to the game to cheer on his team.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noisemakerصداساز

رایج. یک اصطلاح عمومی برای هر وسیله‌ای که صدا تولید می‌کند، به خصوص در جشن‌ها. 'Clacker' نوع خاصی از صداساز است. 'صداسازهای مهمانی شامل بوق و کلکر هستند'.

Common. A general term for any device that makes noise, especially at celebrations. 'Clacker' is a specific type of noisemaker. 'Party noisemakers include horns and clackers'.

rattleجغجغه

روزمره. یک اسباب‌بازی یا ابزار که با تکان دادن، صدای جغجغه تولید می‌کند. در حالی که عملکرد مشابهی دارند، 'clacker' به طور خاص صدای بلندتر و تیزتری را نشان می‌دهد، که اغلب از برخورد دو شیء به یکدیگر ناشی می‌شود. 'جغجغه کودک'، 'اسباب‌بازی کلکر'.

Everyday. A toy or instrument that makes a rattling sound when shaken. While similar in function, a 'clacker' specifically suggests a louder, sharper sound, often from two objects striking each other. 'A baby's rattle', 'A clacker toy'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000