clack
/klæk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): clackedpast participle (مفعولی): clacked-ing (حال): clacking3rd (سوم): clacks
فعل — تق تق کردن
تق تق کردنتقتق صدا دادن
ایجاد صدای تیکتیک تند و تیز به صورت تکرارشونده.
To make a sharp clicking sound repeatedly.
«کلیدهای ماشین تحریر هنگام تایپ تقتق میکنند.»
“The typewriter keys clack as she types.”
«او صدای تقتق را از راهرو شنید.»
“He heard clacking noises from the hallway.”
تفاوت با واژههای مشابه
click— کلیک
رایج. صدای تیز مشابه اما اغلب نرمتر.
Common. Similar sharp sound but often softer than clack.