در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فضای بین سینههای زن که معمولاً با لباس نشان داده میشود.
The space between a woman's breasts, often revealed by clothing.
«او لباسی پوشیده بود که شکاف سینهاش را نشان میداد.»
“She wore a dress showing her cleavage.”
«یقه لباس شکاف سینه او را برجسته کرد.»
“The neckline emphasized her cleavage.”
عمل یا فرایند تقسیم یا جدا شدن.
The act or process of splitting or dividing.
«شکاف سنگ باعث ایجاد ترک عمیق شد.»
“The cleavage of the rock created a deep crack.”
«خطوط شکاف به طور طبیعی در بلورها ظاهر میشوند.»
“Cleavage lines appear in crystals naturally.”
رایج. معنی مشابه اما معمولاً کمتر رسمی و بیشتر به تقسیم فیزیکی اشاره دارد.
Common. Similar meaning but often less formal and specific to physical dividing.