clickers

click·ers/ˈklɪkərz/
clicka short, sharp sound-erone who does or that which does-splural
1noun (اسم)commonplural (جمع): clickers

اسم — کلیکرها

کلیکرهادستگاه‌های کلیک‌کننده

جمع 'clicker'، دستگاه کوچکی که صدای کلیک تولید می‌کند، اغلب برای تربیت حیوانات یا به عنوان کنترل از راه دور استفاده می‌شود.

Plural of 'clicker', a small device that makes a clicking sound, often used for training animals or as a remote control.

«مربیان سگ از کلیکر برای پاداش رفتار خوب استفاده می‌کردند.»

The dog trainers used clickers to reward good behavior.

«تلویزیون‌های قدیمی اغلب کنترل‌های بزرگ و زمختی داشتند.»

Old TVs often had large, clunky clickers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remotesکنترل‌ها

معمول. می‌تواند به دستگاه‌های کنترل از راه دور به طور کلی اشاره کند، اما به طور خاص برای دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون. 'Clickers' ممکن است به شوخی برای ریموت‌ها استفاده شود، اما 'remotes' اصطلاح استاندارد است. 'TV remotes' رایج است، 'TV clickers' کمتر رسمی است.

Common. Can refer to remote control devices in general, but specifically for electronic devices like TVs. 'Clickers' might be used playfully for remotes, but 'remotes' is the standard term. 'TV remotes' is common, 'TV clickers' is less formal.

trainersتربیت‌کننده‌ها

معمول. به افرادی که آموزش می‌دهند یا گاهی اوقات به وسایلی که برای آموزش استفاده می‌شوند، اشاره دارد. در مورد ابزار، 'trainers' گسترده‌تر است، در حالی که 'clickers' به طور خاص به دستگاه تولیدکننده صدا برای تربیت حیوانات اشاره دارد. 'Dog trainers' صحیح است، 'dog clickers' هم صحیح است اما به ابزار اشاره دارد.

Common. Refers to people who train, or sometimes devices used for training. When referring to devices, 'trainers' is broader, while 'clickers' specifically refers to the sound-making device for animal training. 'Dog trainers' works, 'dog clickers' works too but refers to the tool.

2noun (اسم)informalplural (جمع): clickers

اسم — کلیک‌کننده

کلیک‌کنندهموس‌باز

اصطلاحی غیررسمی برای فردی که زیاد ماوس کامپیوتر یا کنترل از راه دور را کلیک می‌کند.

Informal term for a person who frequently clicks a computer mouse or a remote control.

«او یک کلیک‌کننده معروف کانال است و هرگز روی یک برنامه نمی‌ماند.»

He's a notorious channel clicker, never staying on one show.

«وب‌سایت رفتار کلیک‌کننده‌های خود را ردیابی می‌کند.»

The website tracks the behavior of its clickers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surferگردشگر (اینترنتی)

غیررسمی. به کسی که در اینترنت گشت‌وگذار می‌کند، اغلب با سرعت بین صفحات تغییر می‌دهد، اشاره دارد. 'Channel surfer' مشابه 'clicker' برای تلویزیون است. 'A web surfer' صحیح است، اما 'a clicker' بیشتر بر عمل فیزیکی کلیک کردن متمرکز است.

Informal. Refers to someone who browses the internet, often rapidly switching between pages. 'Channel surfer' is analogous to a 'clicker' for TV. 'A web surfer' works, but 'a clicker' is more focused on the physical act of clicking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000