clicked

/klɪkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): clickedpast participle (مفعولی): clicked-ing (حال): clicking3rd (سوم): clicks

فعل — کلیک کرد

کلیک کردفشرد

گذشته فعل click؛ تولید صدای کوتاه و تیز یا انتخاب با فشار دکمه.

Past tense of click; to produce a short, sharp sound or to select by pressing a button.

«او برای باز کردن لینک موس را کلیک کرد.»

He clicked the mouse to open the link.

«در پشت سرش با صدای کلیک بسته شد.»

The door clicked shut behind him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pressedفشرد

متداول. به طور کلی یعنی فشار دادن دکمه یا کلید؛ در زمینه کامپیوتر مشابه است.

Common. Generally means to push a button or key; similar in computing context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000