clips

/klɪps/
1noun (اسم)commonplural (جمع): clips

اسم — کلیپ‌ها

کلیپ‌هاقطعات ویدیو

قطعات کوتاه ویدیو یا صوت.

Short segments of video or audio material.

«او کلیپ‌هایی از کنسرت را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.»

She shared clips from the concert on social media.

«کلیپ‌ها نکات برجسته‌ی بازی را نشان می‌دهند.»

The clips show highlights of the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snippetsکلیپ‌های کوتاه

رایج. قطعات بسیار کوتاه استخراج شده؛ معمولاً غیررسمی.

Common. Very short extracted segments; often informal.

2noun (اسم)commonplural (جمع): clips

اسم — گیره‌ها

گیره‌هاکلیپس

نگهدارنده‌های فلزی یا پلاستیکی برای چسباندن اشیاء به هم.

Metal or plastic fasteners used to hold things together.

«او برای وصل کردن کاغذها از کلیپس استفاده کرد.»

He used clips to attach papers.

«کلیپس‌های پوشه، مدارک را محکم نگه می‌دارند.»

The binder clips hold the documents firmly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastenersدوک‌های نگهدارنده

رایج. اصطلاح کلی که شامل کلیپس‌ها می‌شود.

Common. General term but includes clips.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000