در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کفشها یا چکمههای بزرگ، سنگین و زمخت
Large, heavy, clumsy shoes or boots
«او چکمههای زمخت قدیمیاش را به مزرعه پوشید.»
“He wore his old clodhoppers to the farm.”
«آن کفشهای سنگین برای رقص مناسب نیستند.»
“Those clodhoppers aren’t good for dancing.”
شخصی که راه رفتن زمخت و سنگین دارد (معمولاً به صورت طنز)
A clumsy, heavy-footed person (usually used humorously)
«در کلاس رقص اینقدر زمخت راه نرو.»
“Don’t be such a clodhopper in the dance class.”
«او کمی زمخت است اما نیتش خوب است.»
“He’s a bit of a clodhopper but means well.”
غیررسمی. به فردی بیادب یا ناپخته اشاره دارد.
Informal. Refers to a clumsy or foolish person; often rude.