در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در جهتی که عقربههای ساعت میچرخند.
In the direction of the hands of a clock.
«دسته را در جهت عقربههای ساعت بچرخانید تا باز شود.»
“Turn the knob clockwise to open.”
«سیارات از این زاویه در جهت عقربههای ساعت گردش میکنند.»
“The planets orbit clockwise when viewed from this angle.”
اصطلاح کلی جهتنما، گاهی قابل جایگزینی است ولی کلیتر از clockwise است.
General directional term, sometimes interchangeable but less specific than clockwise.