adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cloggiersuperlative (عالی): cloggiest
صفت — سنگین
سنگینسفتمعلق به کلوگ
دارای کلوگ یا چیزی که باعث بستن یا سنگینی و سختی حرکت میشود.
Having or characterized by clogs or something that causes blockage; stiff and heavy.
«رودخانه با برگهای افتاده مسدود و سنگین شد.»
“The river became cloggy with fallen leaves.”
«حرکاتش بعد از پرواز طولانی سنگین و سخت بود.»
“Her movements felt cloggy after the long flight.”
تفاوت با واژههای مشابه
stuffy— بسته
عامیانه. به معنی بسته، مخصوصاً برای هوا یا بینی است؛ تا حدودی با cloggy در بستن هممعنی است.
Informal. Can mean blocked, especially for air or nose; some overlap in meaning with cloggy for blockage.
blocked— مسدود شده
خنثی. به چیزی که بسته یا مسدود شده گفته میشود.
Neutral. Describes something obstructed or clogged.