در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای کلوگ یا چیزی که باعث بستن یا سنگینی و سختی حرکت میشود.
Having or characterized by clogs or something that causes blockage; stiff and heavy.
«رودخانه با برگهای افتاده مسدود و سنگین شد.»
“The river became cloggy with fallen leaves.”
«حرکاتش بعد از پرواز طولانی سنگین و سخت بود.»
“Her movements felt cloggy after the long flight.”
عامیانه. به معنی بسته، مخصوصاً برای هوا یا بینی است؛ تا حدودی با cloggy در بستن هممعنی است.
Informal. Can mean blocked, especially for air or nose; some overlap in meaning with cloggy for blockage.
خنثی. به چیزی که بسته یا مسدود شده گفته میشود.
Neutral. Describes something obstructed or clogged.