cloths

/ˈklɒθs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cloths

اسم — پارچه‌ها

پارچه‌هادستمال‌ها

تکه‌هایی از پارچه که اغلب برای اهداف خاصی مانند تمیز کردن، پاک کردن یا پوشاندن استفاده می‌شوند.

Pieces of fabric, often used for specific purposes like cleaning, wiping, or covering.

«او از چندین دستمال تمیزکننده برای پاک کردن میزهای آشپزخانه استفاده کرد.»

She used several cleaning cloths to wipe down the kitchen counters.

«هنرمند بوم‌هایش را با پارچه‌های مرطوب پوشاند تا از خشک شدن سریع آنها جلوگیری کند.»

The artist covered his canvases with damp cloths to keep them from drying too quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ragsکهنه‌ها

روزمره. به تکه‌های پارچه قدیمی و فرسوده، معمولاً برای تمیز کردن اشاره دارد. وقتی متن به پارچه قدیمی یا دورریختنی برای تمیز کردن اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'cloths' است. مثلاً 'از کهنه‌های قدیمی برای تمیز کردن ماشین استفاده کردم' درست است، اما 'او پارچه‌های جدیدی برای میز خرید' به پارچه نو اشاره دارد.

Everyday. Refers to old, worn-out pieces of cloth, typically used for cleaning. Interchangeable with 'cloths' when the specific context implies old or discarded fabric for cleaning. For example, 'I used old rags to clean the car' works, but 'She bought new cloths for the table' implies new fabric.

2noun (اسم)commonplural (جمع): cloths

اسم — انواع پارچه

انواع پارچه

انواع مختلفی از مواد بافته یا نمدی که برای ساخت لباس یا اقلام دیگر استفاده می‌شوند.

Different types of woven or felted material used to make garments or other items.

«فروشگاه انواع پارچه‌ها، از جمله ابریشم، پشم و کتان را می‌فروشد.»

The store sells various cloths, including silk, wool, and linen.

«این پارچه‌ها برای دوختن پالتوهای زمستانی مناسب هستند.»

These cloths are suitable for making winter coats.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fabricsبافت‌ها

روزمره. یک اصطلاح کلی‌تر برای مواد، که اغلب به بافت یا نوع ماده اشاره دارد. در این معنی تا حد زیادی با 'cloths' قابل جایگزینی است، به خصوص هنگام بحث در مورد ترکیب مواد. مثلاً 'این بافت‌ها بسیار بادوام هستند' یا 'این پارچه‌ها بسیار بادوام هستند' هر دو درستند.

Everyday. More general term for material, often referring to the weave or type of material itself. Largely interchangeable with 'cloths' in this sense, especially when discussing the material composition. For example, 'These fabrics are very durable' works, as does 'These cloths are very durable.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000