در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کج یا مایل به یک طرف؛ همچنین به معنی احمقانه یا مضحک.
Crooked or tilted to one side; also means foolish or absurd.
«کلاهش به صورت کج بر سرش بود.»
“His hat was worn cockeyed.”
«آن ایده احمقانهای بود.»
“That was a cockeyed idea.”
رایج. به معنی صاف یا تراز نبودن، هم به صورت واقعی و هم استعاری.
Common. Means not straight or level, often used literally or figuratively.