فعل — نازپرورده شده
با مراقبت بیش از حد یا افراطی رفتار شده؛ نازپرورده شده.
Treated in an overprotective or excessively indulgent way; pampered.
«کوچکترین فرزند همیشه توسط پدربزرگ و مادربزرگش نازپرورده میشد.»
“The youngest child was always coddled by her grandparents.”
«او احساس میکرد بیش از حد نازپرورده شده و میخواست چالشهای واقعی را تجربه کند.»
“He felt too coddled and wanted to experience real challenges.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. بسیار نزدیک به هم در معنی و اغلب قابل جایگزینی. 'Pampered' نشان دهنده رفتار لوکس است که اغلب شامل راحتیهای مادی میشود. 'Coddled' بیشتر بر محافظت از ناراحتی یا سختی تمرکز دارد. 'حیوان خانگی نازپرورده' درست است، 'کودک نازپرورده' نیز درست است.
Common. Very close in meaning and often interchangeable. 'Pampered' suggests luxurious treatment, often involving material comforts. 'Coddled' focuses more on protection from discomfort or difficulty. 'A pampered pet' works, 'a coddled child' also works.
رایج. به این معنی است که زیادهروی در نازپروردگی منجر به ویژگیهای منفی شخصیتی مانند پر توقعی یا خودخواهی شده است. 'بچه لوس' به معنای رفتار بد است. 'Coddled' به معنای محافظت بیش از حد است و لزوماً به رفتار بد اشاره نمیکند.
Common. Implies that excessive indulgence has led to negative character traits like demandingness or selfishness. 'Spoiled child' implies bad behavior. 'Coddled' implies overprotection without necessarily implying bad behavior.
صفت — نازپرورده
توصیف کننده کسی که با مراقبت بیش از حد یا زیادهروی با او رفتار شده است.
Describing someone who has been treated with excessive care or indulgence.
«او بزرگ شد و احساس میکرد نسبتاً نازپرورده و برای دنیای واقعی آماده نیست.»
“He grew up feeling rather coddled and unprepared for the real world.”
«شاهزاده نازپرورده به ندرت سختی را تجربه کرده بود.»
“The coddled prince rarely experienced hardship.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. زمانی که به کسی اشاره دارد که رفتار لوکس دریافت میکند، قابل جایگزینی است. 'شاهزاده نازپرورده' درست است. بر دریافت راحتیهای زیاد تمرکز دارد.
Common. Interchangeable when referring to someone who receives luxurious treatment. 'A pampered prince' works. Focuses on receiving many comforts.
رایج. نشان دهنده توسعه شخصیت منفی به دلیل نازپروردگی بیش از حد است که اغلب منجر به پر توقعی یا خودخواهی میشود. 'بچه لوس' یک اصطلاح رایج است. 'Coddled' لزوماً معنای ضمنی رفتار منفی را ندارد.
Common. Suggests negative character development due to excessive indulgence, often leading to being demanding or selfish. 'A spoiled brat' is a common phrase. 'Coddled' doesn't necessarily carry the negative behavioral connotation.