در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی روشن، منطقی و قانعکننده.
In a clear, logical, and convincing manner.
«او به طرز قانعکنندهای از طرح دفاع کرد.»
“She argued cogently in favor of the plan.”
«وکیل به طور منطقی و قانعکنندهای برای هیئت منصفه صحبت کرد.»
“The lawyer spoke cogently to the jury.”
رایج. معنی مشابه وقتی کسی را قانع میکنیم.
Common. Similar meaning used when convincing someone.