cold feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/koʊld fit/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ترسیدن در لحظهٔ آخر

ترسیدن در لحظهٔ آخردل‌دل کردن

ترس یا تردید ناگهانی که آدم را از انجام کاری عقب می‌کشد.

sudden fear or doubt that makes someone reluctant to act

«او پیش از عروسی دچار تردید شد.»

He got cold feet before the wedding.

«برای درخواست دادن در لحظهٔ آخر نترس.»

Don't get cold feet about applying.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000