collect dust

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

col·lect dust/kəˈlɛkt dʌst/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خاک خوردن

خاک خوردنبی‌استفاده ماندن

مدت زیادی بی‌استفاده ماندن.

to remain unused for a long time

«دوچرخهٔ قدیمی در گاراژ خاک می‌خورد.»

The old bike collects dust in the garage.

«این کتاب‌ها سال‌هاست بی‌استفاده مانده‌اند.»

These books have collected dust for years.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000