در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که بهعنوان تضمین بازپرداخت وام گذاشته میشود.
Something pledged as security for repayment of a loan.
«او خانهاش را بهعنوان تضمین وام گذاشت.»
“He used his house as collateral for the loan.”
«بانکها معمولاً قبل از وام دادن تضمین میخواهند.»
“Banks usually require collateral before lending money.”
رسمی/فنی. به داراییهای تضمینکننده وام گفته میشود، در امور مالی جایگزین collateral.
Formal/technical. Refers to assets pledged for loan repayment, interchangeable with collateral in finance.
مال یا دارایی که بهعنوان تضمین برای بدهی استفاده میشود.
Property used as security against a debt.
«ماشین بهعنوان ضمانت نگه داشته شد.»
“The car was held as collateral.”
«تضمین باید برای پوشش وام کافی باشد.»
“Collateral must be sufficient to cover the loan.”