collateralize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

col·lat·er·a·lize/kəˈlætərəlaɪz/
collateralproperty pledged as security-izeto make or become
verb (فعل)technicalpast (گذشته): collateralizedpast participle (مفعولی): collateralized-ing (حال): collateralizing3rd (سوم): collateralizes

فعل — تضمین کردن با وثیقه

تضمین کردن با وثیقهرهن کردن

با توسل به وثیقه تضمین کردن، معمولاً برای وام یا تعهد مالی.

To provide or secure with collateral, typically for a loan or financial obligation.

«شرکت وام را با املاک تضمین کرد.»

The company collateralized the loan with real estate.

«بانک‌ها معمولاً وام‌های مسکن را با وثیقه تضمین می‌کنند.»

Banks often collateralize mortgages.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secureتضمین کردن

رایج است و معنای گسترده‌تری دارد.

Common. Similar meaning in financial contexts but broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000