collectible

col·lect·ible/kəˈlɛktəbəl/
collectto gather-iblecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more collectiblesuperlative (عالی): most collectible

صفت — قابل جمع‌آوری

قابل جمع‌آوریقابل جمع‌آوری و ارزشمند

مناسب یا ارزشمند برای جمع‌آوری به دلیل کمیابی یا ارزش.

Suitable or desirable for collecting due to rarity or value.

«این اسباب‌بازی بسیار قابل جمع‌آوری است.»

This toy is highly collectible.

«او مجموعه‌ای از تمبرهای قابل جمع‌آوری دارد.»

She has a collection of collectible stamps.

تفاوت با واژه‌های مشابه
valuableقابل ارزش

رایج. دارای ارزش؛ collectible به دلیل قابلیت جمع‌آوری ارزش دارد.

Common. Worth something; collectible implies value due to collectibility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000