collide with

col·lide with/kəˈlaɪd wɪð/
col-togetherlideto strike or hit
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برخورد کردن

برخورد کردنتصادف کردن

با چیزی به‌شدت برخورد کردن یا تصادف کردن.

To crash or hit forcefully with something else.

«دو ماشین با هم برخورد کردند.»

Two cars collided with each other.

«کشتی‌ها در مه با هم تصادف کردند.»

The ships collided in the fog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crashتصادف کردن

رایج. به برخورد شدید معمولاً با آسیب اشاره دارد، گاهی قابل جایگزینی است.

Common. Means a violent collision, often with damage; sometimes interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000