در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی.
Relating to Colombia, a country in South America.
«قهوه کلمبیایی در سراسر جهان مشهور است.»
“Colombian coffee is famous worldwide.”
«او یک نقاشی کلمبیایی خرید.»
“She bought a Colombian painting.”
فردی اهل کشور کلمبیا.
A person from Colombia.
«او یک کلمبیایی ساکن نیویورک است.»
“He is a Colombian living in New York.”
«بسیاری از کلمبیاییها به زبان اسپانیایی صحبت میکنند.»
“Many Colombians speak Spanish.”