comatose

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

co·ma·tose/ˈkɒməˌtoʊs/
comadeep unconsciousness-toseforming adjective, indicating condition
adjective (صفت)formal

صفت — بیهوش

بیهوشکماگونه

در حالتی از بیهوشی عمیق به‌دلیل بیماری یا آسیب.

In a state of deep unconsciousness, often due to illness or injury.

«بیمار پس از حادثه در حالت کما بود.»

The patient was comatose after the accident.

«او چند روز در حالت کما ماند.»

She remained comatose for several days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unconsciousبیهوش

معمولی. در زمینه پزشکی برای نبود هوشیاری قابل تعویض است، اما comatose عمیق‌تر و طبق تعریف پزشکی است.

Common. Interchangeable in medical contexts for lack of awareness but 'unconscious' is more general; 'comatose' implies a deeper, medically defined coma state.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000