combining

com·bin·ing/kəmˈbaɪnɪŋ/
com-togetherbinebind, join-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): combinedpast participle (مفعولی): combined-ing (حال): combining3rd (سوم): combines

فعل — ترکیب کردن

ترکیب کردنادغام کردن

فرآیند پیوستن یا مخلوط کردن دو یا چند چیز با هم.

The act of joining or mixing two or more things together.

«او مواد لازم برای دستور غذا را ترکیب می‌کند.»

He is combining ingredients for the recipe.

«ترکیب سبک‌های مختلف می‌تواند مدی منحصر به فرد ایجاد کند.»

Combining different styles can create unique fashion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mergingادغام کردن

متداول. معنی مشابه، اغلب در زمینه کسب‌وکار یا مفاهیم انتزاعی استفاده می‌شود.

Common. Similar meaning, often used in business or abstract contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000