come into contact (with)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

come in·to con·tact (with)/kʌm ˌɪntuː ˈkɒntækt wɪð/
phrase (عبارت)common

عبارت — در تماس قرار گرفتن با

در تماس قرار گرفتن باتماس پیدا کردن با

با کسی یا چیزی تماس فیزیکی پیدا کردن یا با آن روبه‌رو و مرتبط شدن.

to touch, meet, or begin communicating with someone or something

«نگذارید مایع با چشمانتان تماس پیدا کند.»

Keep the liquid from coming into contact with your eyes.

«او با چند متخصص ارتباط پیدا کرد.»

She came into contact with several experts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encounterمواجه شدن

رسمی/رایج. وقتی کسی با فرد یا مشکلی روبه‌رو می‌شود، مثل «او با دشواری مواجه شد»، می‌تواند جایگزین شود؛ اما معمولاً معنای تماس فیزیکی ندارد. برای مواجههٔ غیرمنتظره به کار می‌رود.

Formal/common. It can replace the phrase when someone meets a person or problem, as in 'She encountered a difficulty', but it does not usually mean physical touching. Choose it for an unexpected meeting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000