come into conflict (with)
come in·to con·flict (with)/kʌm ˌɪntuː ˈkɒnflɪkt wɪð/
phrase (عبارت)formal
عبارت — دچار تعارض شدن با
دچار تعارض شدن بادر تضاد قرار گرفتن با
با کسی یا چیزی دچار تضاد یا ناسازگاری شدن.
to clash or be incompatible with someone or something
«برنامهٔ او با برنامهٔ من تداخل پیدا کرد.»
“His schedule came into conflict with mine.”
«ممکن است این سیاست با قانون محلی در تضاد قرار بگیرد.»
“The policy may come into conflict with local law.”
تفاوت با واژههای مشابه
clash— برخورد کردن
رایج. برای اختلاف مستقیم، مثل «دیدگاههایشان با هم برخورد میکند»، میتواند جایگزین شود؛ اما همیشه برای ناسازگاری رسمی با یک قانون مناسب نیست. برای تقابل آشکارتر به کار میرود.
Common. It can replace this phrase for a direct disagreement, as in 'Their views clash', but not always for a formal incompatibility with a rule. Choose it for sharper opposition.