come through
/kʌm θru/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — از عهده برآمدن
از عهده برآمدنعمل کردن به قول
کاری را که لازم یا قول داده شده است با موفقیت انجام دادن.
to succeed in doing what is needed or promised
«وقتی به کمک نیاز داشتیم، او از عهده برآمد.»
“She came through when we needed help.”
«آیا آنها میتوانند پول را فراهم کنند؟»
“Can they come through with the money?”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — واضح رسیدن
واضح رسیدندریافت شدن
پس از فرستاده شدن، واضح و قابل دریافت رسیدن.
to be received clearly after being sent or transmitted
«صدایت واضح رسید.»
“Your voice came through clearly.”
«پیام ظهر رسید.»
“The message came through at noon.”