come up with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm ʌp wɪð/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به فکر رسیدن

به فکر رسیدنپیدا کردن

ایده، پاسخ یا راه‌حلی پیدا کردن و ارائه دادن.

to think of or produce an idea, answer, or solution

«او راه‌حلی هوشمندانه پیدا کرد.»

She came up with a clever solution.

«می‌توانی یک اسم پیدا کنی؟»

Can you come up with a name?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000