commensal

com·men·sal/kəˈmen.səl/
com-togethermensmeasure-alrelating to
1adjective (صفت)technical

صفت — هم‌زیست بدون ضرر

هم‌زیست بدون ضرر

توصیف رابطه‌ای که در آن یک موجود زنده سود می‌برد و دیگری آسیبی نمی‌بیند و نه سودی می‌برد.

Describing a relationship in which one organism benefits and the other is neither helped nor harmed.

«صدف‌ها رابطه‌ هم‌زیست بدون ضرر با نهنگ دارند.»

The barnacles have a commensal relationship with the whale.

«باکتری‌های هم‌زیست بدون ضرر روی پوست انسان زندگی می‌کنند بدون اینکه بیماری ایجاد کنند.»

Commensal bacteria live on human skin without causing disease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
symbioticهم‌زیستی

علمی/فنی. معنی گسترده‌تر و همزیستی دوجانبه را نیز شامل می‌شود؛ مثلاً «باکتری‌های همزیست» ممکن است سود متقابل داشته باشند.

Scientific/technical. Broader meaning; not always one-sided benefit like commensalism; 'symbiotic bacteria' can involve mutual benefit.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): commensals

اسم — هم‌زیست

هم‌زیست

موجودی که روی یا در بدن موجود دیگر زندگی می‌کند و سود می‌برد بدون اینکه به میزبان آسیبی بزند.

An organism that lives on or in another and benefits without affecting the host.

«آن پرنده هم‌زیست است که در درخت زندگی می‌کند و به آن آسیب نمی‌رساند.»

The bird is a commensal that lives in the tree without harming it.

«کنه‌ها می‌توانند همزیست روی پوست حیوانات باشند.»

Mites can be commensals on animals’ skin.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000