comped

/kʌmpt/
compcomplimentary, free-edpast tense
verb (فعل)informalpast (گذشته): compedpast participle (مفعولی): comped-ing (حال): comping3rd (سوم): comps

فعل — رایگان دادن

رایگان دادنهدیه دادن

رایگان دادن چیزی، معمولاً به عنوان لطف یا تبلیغ (گذشته فعل comp).

Given something free of charge, often as a courtesy or promotion (past tense of 'comp').

«هتل به عنوان عذرخواهی غذاهای ما را رایگان داد.»

The hotel comped our meals as an apology.

«به او بلیط کنسرت رایگان داده شد.»

He was comped a ticket for the concert.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000