computing

com·put·ing/kəmˈpjuː.tɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — محاسبات

محاسباترایانه‌کاری

استفاده یا عملکرد کامپیوترها و فناوری‌های مرتبط.

The use or operation of computers and related technology.

«او در دانشگاه رشته محاسبات خواند.»

He studied computing at the university.

«مهارت‌های رایانه‌ای امروزه مهم هستند.»

Computing skills are important today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000