conceives

con·ceives/kənˈsiːvz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): conceivedpast participle (مفعولی): conceived-ing (حال): conceiving3rd (سوم): conceives

فعل — حامله شدن

حامله شدنمتصور شدنایده داشتن

باردار شدن یا شکل دادن یک فکر یا تصور در ذهن.

To become pregnant or form an idea in the mind.

«او به راحتی باردار می‌شود.»

She conceives easily.

«او نقشه‌ای برای بهبود فروش تصور می‌کند.»

He conceives a plan to improve sales.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imaginesتصور می‌کند

روزمره. بر ایجاد ذهنی ایده‌ها تأکید دارد اما شامل بارداری نیست.

Everyday. Emphasizes mental creation of ideas but not pregnancy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000