verb (فعل)commonpast (گذشته): conceivedpast participle (مفعولی): conceived-ing (حال): conceiving3rd (سوم): conceives
فعل — حامله شدن
حامله شدنمتصور شدنایده داشتن
باردار شدن یا شکل دادن یک فکر یا تصور در ذهن.
To become pregnant or form an idea in the mind.
«او به راحتی باردار میشود.»
“She conceives easily.”
«او نقشهای برای بهبود فروش تصور میکند.»
“He conceives a plan to improve sales.”
تفاوت با واژههای مشابه
imagines— تصور میکند
روزمره. بر ایجاد ذهنی ایدهها تأکید دارد اما شامل بارداری نیست.
Everyday. Emphasizes mental creation of ideas but not pregnancy.