concentre

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·cen·tre/ˈkɒnsəntreɪ/
con-togethercentrecenter, focus
verb (فعل)commonpast (گذشته): concentredpast participle (مفعولی): concentred-ing (حال): concentring3rd (سوم): concentres

فعل — تمرکز کردن

تمرکز کردنمتمرکز شدن

توجه یا منابع را بر یک نقطه یا فعالیت متمرکز کردن (انگلیسی بریتانیایی).

(British English) To focus attention or resources on a single point or activity.

«او باید روی درس‌هایش تمرکز کند.»

She needs to concentre on her studies.

«تیم تلاش‌های خود را روی پروژه متمرکز کرد.»

The team concentred their efforts on the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
focusتمرکز کردن

بسیار رایج و تقریبا معادل است.

Very common. Nearly interchangeable in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000