concluding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·clud·ing/kənˈkluː.dɪŋ/
con-with, togethercludto close, shut-ingpresent participle ending
verb (فعل)commonpast (گذشته): concludedpast participle (مفعولی): concluded-ing (حال): concluding3rd (سوم): concludes

فعل — خاتمه دادن

خاتمه دادننتیجه گرفتنجمع‌بندی کردن

رسماً پایان دادن یا به پایان رساندن کاری

formally ending or finishing something

«او اکنون در حال پایان دادن به ارائه خود است.»

She is concluding her presentation now.

«جلسه با رأی‌گیری پایان یافت.»

The meeting concluded with a vote.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishingتمام کردن

رایج. معنی مشابه؛ 'concluding' معمولاً یعنی عمل رسمی یا نهایی.

Common. Similar meaning; 'concluding' often implies formal or finalizing action.

endingپایان دادن

رایج. به معنی توقف دادن؛ هنگام پایان دادن به رویداد یا سخنرانی قابل جایگزینی.

Common. Refers to bringing something to a stop; interchangeable when finishing an event or speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000