conciliatory

con·cil·i·a·to·ry/kənˈsɪliəˌtɔːri/
con-together, withcilito bring together, reconcile-atorypertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more conciliatorysuperlative (عالی): most conciliatory

صفت — صلح‌آمیز

صلح‌آمیزآشتی‌جویانهمصالحه‌آمیز

دارای قصد آشتی دادن یا کاهش خصومت؛ نشان‌دهنده تمایل به مصالحه یا آرام کردن دیگران.

Intended to make peace or reduce hostility; showing willingness to reconcile or appease.

«او سخنرانی آشتی‌جویانه‌ای کرد تا تنش‌ها را کاهش دهد.»

He made a conciliatory speech to ease tensions.

«حرکات آشتی‌جویانه او جمعیت خشمگین را آرام کرد.»

Her conciliatory gestures calmed the angry crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appeasingآرام‌کننده

رسمی. می‌تواند در مواقعی که تأکید بر آرام کردن تنش‌هاست جایگزین conciliatory شود، مثل حرکتی آرام‌کننده در برابر طرف درگیری.

Formal. Can replace 'conciliatory' in contexts emphasizing calming or pacifying tensions — e.g. an appeasing gesture towards a conflict party.

pacifyingآرام‌بخش

رسمی/غیررسمی. شبیه conciliatory است و برای اقداماتی که هدف آرام کردن یا پایان دادن به اختلاف دارند استفاده می‌شود، مثل آرام‌بخشیدن مشتریان عصبانی.

Formal/informal. Similar to 'conciliatory', used when actions aim to stop conflict or agitation — e.g. pacifying angry customers.

reconcilingآشتی‌دهنده

رسمی. بیشتر بر برقراری مجدد رابطه دوستانه تأکید دارد و در زمینه‌های بین‌فردی یا دیپلماتیک مناسب است.

Formal. More focused on restoring friendly relations directly, suitable in interpersonal or diplomatic contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000