reconciling

re·con·cil·ing/rɪˈkɒnsɪlɪŋ/
re-againconcileto bring together
verb (فعل)commonpast (گذشته): reconciledpast participle (مفعولی): reconciled-ing (حال): reconciling3rd (سوم): reconciles

فعل — مصالحه کردن

مصالحه کردنآشتی دادن

برقراری صلح یا حل اختلافات بین افراد یا گروه‌ها (شکل حال استمراری).

Making peace or settling differences between people or groups (present participle).

«آن‌ها پس از اختلافشان در حال آشتی هستند.»

They are reconciling after their disagreement.

«آشتی دادن دو دیدگاه چالش‌برانگیز است.»

Reconciling the two views is challenging.

تفاوت با واژه‌های مشابه
settlingحل کردن

متداول. مترادف کلی برای حل اختلافات.

Common. General synonym for resolving conflicts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000