finishing

fin·ish·ing/ˈfɪn.ɪʃ.ɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — تکمیل

تکمیلاکمال

فرایند یا عمل نهایی برای تکمیل کاری.

The final process or the act of completing something.

«تکمیل پروژه طولانی‌تر از انتظار بود.»

The finishing of the project took longer than expected.

«جزئیات نهایی کیفیت را بهتر می‌کند.»

Good finishing touches improve the quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
completionاتمام

رسمی. در مواقع کلی برای نشان دادن پایان کاربرد دارد.

Formal. Synonym used in general contexts to denote ending.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000