concur

con·cur/kənˈkɜːr/
con-together / withcurrun / flow (from Latin)
verb (فعل)formalpast (گذشته): concurredpast participle (مفعولی): concurred-ing (حال): concurring3rd (سوم): concurs

فعل — موافق بودن

موافق بودنهم‌نظر بودن

موافقت داشتن یا داشتن نظر مشابه با دیگران

To agree or have the same opinion

«من با ارزیابی شما از وضعیت موافقم.»

I concur with your assessment of the situation.

«کارشناسان هم‌نظرند که سیاست جدید مفید خواهد بود.»

The experts concur that the new policy will help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreeموافق بودن

رایج. در بیشتر موارد درباره نظرات و تصمیمات قابل تعویض است — «با تو موافقم» برابر با «هم‌نظرم» است. بیشتر رسمی است.

Common. Interchangeable in most contexts involving opinions and decisions — 'I agree with you' equals 'I concur with you'. Mostly formal in tone.

assentرضایت دادن

رسمی. اشاره به دادن موافقت رسمی یا رضایت پس از بررسی دقیق دارد. کمتر از concur رایج است، مثلاً «کمیته به پیشنهاد رضایت داد».

Formal. Indicates giving formal approval or agreement, often after careful consideration. Less common than 'concur', e.g. 'The committee assented to the proposal'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000