assent

as·sent/əˈsent/
1noun (اسم)formal

اسم — رضایت

رضایتموافقت

ابراز تصویب یا موافقت.

The expression of approval or agreement.

«پیشنهاد موافقت هیئت مدیره را دریافت کرد.»

The proposal received the board's assent.

«بدون موافقت تو نمی‌توانیم ادامه دهیم.»

Without your assent, we cannot proceed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreementتوافق

رایج. اصطلاح کلی که معمولاً با assent هم‌معنی است.

Common. General term often interchangeable with assent.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): assentedpast participle (مفعولی): assented-ing (حال): assenting3rd (سوم): assents

فعل — موافقت کردن

موافقت کردنرضایت دادن

ابراز تصویب یا موافقت کردن.

To express approval or agreement.

«همه اعضا با طرح جدید موافقت کردند.»

All members assented to the new plan.

«پس از شنیدن استدلال‌ها، موافقت کرد.»

She assented after hearing the arguments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreeموافق بودن

روزمره. اغلب هم‌معنی است ولی رسمی‌تر نیست.

Everyday. Often interchangeable with assent but less formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000