condescend

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·des·cend/ˌkɒndɪˈsɛnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): condescendedpast participle (مفعولی): condescended-ing (حال): condescending3rd (سوم): condescends

فعل — متعالی رفتار کردن

متعالی رفتار کردناز بالا رفتار کردن

نشان دادن برتری به دیگران؛ رفتار تحقیرآمیز یا از بالا به پایین.

To show that you think you are superior to others; to act in a patronizing way.

«به همکارانت تحکم نکن.»

Don’t condescend to your colleagues.

«او از روی برتری تصمیم گرفت به پروژه کمک کند.»

He condescended to help with the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
patronizeتحقیرآمیز رفتار کردن

رایج. نشان‌دهنده نگرش برتر که اغلب منفی برداشت می‌شود؛ معنی و کاربرد مشابه دارد.

Common. Indicates a superior attitude often perceived as negative; similar meaning and interchangeability.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000