conjoin

con·join/kənˈdʒɔɪn/
con-togetherjointo connect
verb (فعل)formalpast (گذشته): conjoinedpast participle (مفعولی): conjoined-ing (حال): conjoining3rd (سوم): conjoins

فعل — وصل کردن

وصل کردنترکیب کردن

به هم وصل شدن یا همراه شدن؛ ترکیب کردن.

To join or unite together; to combine.

«دو رودخانه به هم می‌پیوندند و رودخانه بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند.»

The two rivers conjoin to form a larger stream.

«چند کمیته تلاش‌های خود را برای پروژه ترکیب کردند.»

Several committees conjoined their efforts for the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joinوصل کردن

متداول. به معنی وصل کردن یا به هم پیوستن است.

Common. Generally means to connect or link together.

uniteمتحد کردن

رسمی. تاکید بر آوردن بخش‌ها به هم در قالب یک کل.

Formal. Emphasizes bringing parts together into one.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000