connotations

co·no·ta·tions/ˌkɒn.əˈteɪ.ʃənz/
noun (اسم)formalplural (جمع): connotations

اسم — دلالت‌ها

دلالت‌هامفهوم ضمنی

معانی ضمنی یا مرتبط که یک کلمه یا عبارت فراتر از تعریف صریح آن منتقل می‌کند.

The implicit or associated meanings that a word or phrase suggests beyond its literal definition.

«این کلمه دلالت‌های منفی دارد.»

The word has negative connotations.

«مفهوم‌های ضمنی بر فهم زبان تأثیر می‌گذارد.»

Connotations affect how language is understood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000